بسم الله الرحمن الرحیم
قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عقبة الذین من قبل کان اکثرهم مشرکین
بگو: "در زمین بگردید و به عاقبت کسانی که پیش از شما بودند، توجه کنید." اکثر آنها مشرک بودند.
خداوند سبحان در مواضع مختلفی از کلام شریفش به مخاطب خود فرمان می دهد که در احوال پیشینیان تفکر کند و تاریخ امم گذشته را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. در اهمیت این مطلب همین بس که حجم وسیعی از آیات قرآن کریم به نقل سرگذشت امتهای پیشین و رویدادهایی که برای آنها اتفاق افتاده تعلق گرفته است. مورخ بزرگ قرآن هرگز دروغ نمی بافد و تاریخی که به روایت آن پاک بی انباز و یار باشد نابترین و راستترین تواریخ است. قدر این نعمت بزرگ و ارزشمند را بدانید و این تاریخ ناب را اجر نهید.خداوند رحمن با نشان دادن تشابه احوال اقوام گذشته و مواضع مشترکی که در برابر پیامبرانشان داشته اند ، آینه ای شفاف و زلال را در جلوی رویمان قرار داده تا تصویر خود را در آن ببینیم و قبل از اینکه به عاقبت گذشتگان گرفتار شویم ، عبرت گیریم و خود را اصلاح نماییم. البته قرآن خبر می دهد که این چشم انداز بدیع و آینه بی بدلیل تنها کسانی را کار آید که هنوز قلبشان مهر نخورده و زنگار نگرفته باشد. در غیر این صورت اغلال و زنجیرهایی که در اثر دوری از کتاب خدا و تمسک به کلام غیر او گریبان انسان را می گیرند ، به او نه اجازه نگاه کردن به چشم اندازهای گذشته را می دهند و نه قادر خواهد بود که جلوی روی خود را ببیند، بلکه کر و کور و لال سر در گریبان خود فرو برده و جز اهواء درونی خود را نمی بیند :
[36:8] انا جعلنا فی اعنقهم اغللا فهی الى الاذقان فهم مقمحون
[36:9] وجعلنا من بین ایدیهم سدا ومن خلفهم سدا فاغشینهم فهم لا یبصرون
ما دور گردن های آنها را تا زیر چانه هایشان زنجیر می نهیم. درنتیجه، آنها در کفرشان اسیر می شوند
و ما حایلی در جلو و حایلی در پشت آنها قرار می دهیم و بدین ترتیب بر آنها پرده می افکنیم؛ آنها نمی توانند ببینند.
بسم الله الرحمن الرحیم
قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عقبة الذین من قبل کان اکثرهم مشرکین
بگو: "در زمین بگردید و به عاقبت کسانی که پیش از شما بودند، توجه کنید." اکثر آنها مشرک بودند.
خداوند سبحان در مواضع مختلفی از کلام شریفش به مخاطب خود فرمان می دهد که در احوال پیشینیان تفکر کند و تاریخ امم گذشته را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. در اهمیت این مطلب همین بس که حجم وسیعی از آیات قرآن کریم به نقل سرگذشت امتهای پیشین و رویدادهایی که برای آنها اتفاق افتاده تعلق گرفته است. مورخ بزرگ قرآن هرگز دروغ نمی بافد و تاریخی که به روایت آن پاک بی انباز و یار باشد نابترین و راستترین تواریخ است. قدر این نعمت بزرگ و ارزشمند را بدانید و این تاریخ ناب را اجر نهید.خداوند رحمن با نشان دادن تشابه احوال اقوام گذشته و مواضع مشترکی که در برابر پیامبرانشان داشته اند ، آینه ای شفاف و زلال را در جلوی رویمان قرار داده تا تصویر خود را در آن ببینیم و قبل از اینکه به عاقبت گذشتگان گرفتار شویم ، عبرت گیریم و خود را اصلاح نماییم. البته قرآن خبر می دهد که این چشم انداز بدیع و آینه بی بدلیل تنها کسانی را کار آید که هنوز قلبشان مهر نخورده و زنگار نگرفته باشد. در غیر این صورت اغلال و زنجیرهایی که در اثر دوری از کتاب خدا و تمسک به کلام غیر او گریبان انسان را می گیرند ، به او نه اجازه نگاه کردن به چشم اندازهای گذشته را می دهند و نه قادر خواهد بود که جلوی روی خود را ببیند، بلکه کر و کور و لال سر در گریبان خود فرو برده و جز اهواء درونی خود را نمی بیند :
[36:8] انا جعلنا فی اعنقهم اغللا فهی الى الاذقان فهم مقمحون
[36:9] وجعلنا من بین ایدیهم سدا ومن خلفهم سدا فاغشینهم فهم لا یبصرون
ما دور گردن های آنها را تا زیر چانه هایشان زنجیر می نهیم. درنتیجه، آنها در کفرشان اسیر می شوند
و ما حایلی در جلو و حایلی در پشت آنها قرار می دهیم و بدین ترتیب بر آنها پرده می افکنیم؛ آنها نمی توانند ببینند.
آنگاه چنین موجودی نتنها ایمان نمی آورد ، بلکه از دایره انسانیت خارج می شود. هرچه به او بگویی کوچکترین اثری درش نخواهد کرد. حالا دیگر او یک حیوان است بلکه بدتر و گمراهتر ؛ یک طوطی مقلد که مرتب سخنان شیطان را تکرار می کند و از آنچه به زبان می آورد بی خبر است
[7:179] ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم ءاذان لا یسمعون بها اولئک کالانعم بل هم اضل اولئک هم الغفلون
بسیاری از جنیان و آدمیان را به دوزخ محکوم کرده ایم. آنها عقل دارند ولی آن را به کار نمی بندند که بفهمند، چشمانی دارند که با آن نمی بینند و گوش هایی که با آن نمی شنوند. آنان مانند حیوانات هستند؛ نه، آنها به مراتب بدترند- آنها کاملا غافلند.
آیه فوق دربخش انتهایی سوره معظم اعراف قرار گرفته و از یک نظر نوعی نتیجه گیری برای این سوره معظم محسوب می شود.سوره اعراف یکی از آن سوره هایی است که به نقل سرگذشت امتهای پیشین می پردازد و از این لحاظ که سرگذشت آدم و ابلیس نیز در مطلع آن آمده یک زنجیره و مجموعه منحصر بفرد را بوجود آورده است . یکی از کلیدی ترین و برجسته ترین آیات این سوره و نیز بارزترین فرمان الهی به انسان ، آیه شماره 3 می باشد که چون خورشیدی درخشان بر تارک قرآن نشسته است. به خداقسم و به خداسم اگر انسان فقط به این یک فرمان الهی گردن می نهاد به طور قطع رستگار و سعادتمند می شد. در این سوره ، خداوند سبحان بعد از اینکه قرآن را به عنوان کتابی نازل شده از طرف خود معرفی می کند ، مهمترین دستور و فرمان خود را خطاب به انسان چنین بیان می دارد :
[7:3] اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم ولا تتبعوا من دونه اولیاء قلیلا ما تذکرون
از آنچه از جانب پروردگارتان براى شما نازل شده است، پیروى کنید؛ از کلام هیچ کس دیگری جز او( و لو اینکه شیطان او را اولیاء بر حق خدا معرفی کرده باشد) پیروى نکنید. قلیلی از شما متذکر می شود( و اکثرتان مشرکید).
دیگر از این واضح تر نمی شود ، منتهی برای کسانی که گوشی برای شنیدن ، چشمی برای دیدن دارند. اولیاء تراشی همواره شگرد شیطان بوده و هست و دقیقاً به وسیله همین اولیاء و مقربین ساختکی است که توانسته کلام خود را با کلام خدا در هم آمیزد و انسانها را فریب دهد تا بین کلام خدا و کلام اولیاء ساخته شیطان، که در اصل همان کلام شیطان است ، فرقی نگذارند و همه را تعبد کنند.
این دیگر خیلی حقه کثیفی است! یک تهمت بزرگ است ، نامردیست ، این یک خیانت نابخشودنیست. از خودش حرف در می آورد و بعد به وسیله اولیاء ساخته دسته خود ، آن حرفها را به خدا نسبت می دهد و آنقدر ماهرانه کار خود را انجام داده و می دهد که به شهادت قرآن ؛ تنها قلیلی از زیر دستش به سلامت می رهند. این بلای بزرگ از همانجا بر سر انسان فرود می آید ، که او عهد فوق را ندید می گیرد و با بی اعتنایی نسبت به کلام خدا به سخن اولیائی که در پسشان کسی غیر از شیطان نیست ، گرایش می یابد. آنگاه هر فرقه و مذهبی خود را ره یافته می بیند و هر کسی از اینکه بخت با او یار بوده و از اصحاب فرقه خودی گردیده است روزی صدهزار مرتبه خدا را شکر می کند و از اینکه جزء تنها فرقه ناجیه است بسیار مسرور و خرسند است. دیگر غافل از اینکه شیطان را ولی و اولیاء گرفته و گمان می کند که هدایت یافته است :
[7:30] فریقا هدى وفریقا حق علیهم الضللة انهم اتخذوا الشیطین اولیاء من دون الله ویحسبون انهم مهتدون
گروهی هدایت یافته و گروهی محکوم به گمراهى هستند. آنها شیاطین را به جاى خدا اولیاء خویش قرار داده اند، با این حال باور مى کنند که هدایت شده اند.
حالا دیگر هر عملی موجه و خدایی می شود ، هر فاحشه و عمل کثیفی که انجام می دهند آن را با چاشنی خدا در هم می آمیزند و در حالی که سر خود را بالا گرفته اند ، می گویند خدا آنها را فرمان داده که چنان کنند :
[7:28] واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا علیها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا یامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون
آنها گناهی بزرگ مرتکب می شوند، سپس می گویند: "ما والدین خود را به همین شیوه یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمی کند. آیا درباره خدا چیزی مى گویید که نمی دانید؟"
اینها در و گهر هستند ، این آینه تمام قد تاریخ است که می خواهد ما را اصلاح کند و عیوبمان را نشانمان دهد. تکبر را کنار بگذار و در برابر آینه خود را بشکن . اگر این مطالب در تو اثری ندارند بدان که قلبت را زنگار فرا گرفته است ، دیگر نمی شنوی و چشمانت نمی بینند.
خیلی راحت برای خداوند شریک قائل می شود و آن شرکاء را اولیاء بر حق خدا می پندارد و گمان می کند که در انتهای مسیر هدایت قرار گرفته است . ای بی نوا و ای کسی که به خسران دنیا و آخرت گرفتار آمده ای! تصور کرده ای خداوند از سر تقصیراتت می گذرد؟ بندگان خداوند را اولیاء و وسایل تقرب به او می گیری ؟ تو گمراهی و هفت پشتت گمراه بوده و تصور می کنی که ره یافته ای. راه خدا را می بندی و خانه های عنکبوتی شیطان را برای به دام انداختن بندگان خدا می گسترانی و به چیزی که می سازی می بالی :
[18:102] افحسب الذین کفروا ان یتخذوا عبادی من دونی اولیاء انا اعتدنا جهنم للکفرین نزلا
[18:104] الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا
آیا کسانی که ایمان ندارند و بندگان مرا به عنوان اولیاء در کنار من قرار می دهند، فکر می کنند می توانند رهایی یابند؟ ما دوزخ را آماده کرده ایم که مکان ابدی کافران باشد.
آنها کسانی هستند که اعمالشان در این دنیا کاملا در گمراهی است، اما فکر می کنند که خوب عمل می کنند."
این خصلت مشترک تمامی کافران در طول تاریخ بوده و هست : اینکه به سخن اولیاء دست ساز شیطان گوش فرا دهند و بعد از آنها پیروی و تعبد کنند به بهانه اینکه اینها اولیاء مقرب و بر حق خداوند هستند و برایشان وسایل تقرب به او می باشند .
شیطان این اولیاء تقلبی را از روی بندگان مخلص خداوند شبیه سازی می کند و برای خداوند شریک می سازد. اینان اسمائی بیش نیستند و حقیقت ندارند. آنها که که حقیقت تاریخی دارند ، تمام سعی و تلاششان این بوده که مردم را از گرفتار شدن به این دام شیطان بر حذر دارند . روزی که این افراد زنده شوند و مجال سخن گفتن بیابند ، اعتراف خواهند کرد که جز الله هرگز کسی را اولیاء و ولی نگرفته اند. آنها پیروان قلابی خود را تکذیب می کنند و علت گمراهیشان را فراموش کردن و پشت گوش انداختن کلام خدا معرفی خواهند کرد.
[25:18] قالوا سبحنک ما کان ینبغی لنا ان نتخذ من دونک من اولیاء ولکن متعتهم وءاباءهم حتى نسوا الذکر وکانوا قوما بورا
معبودهای آنها میگویند خداوندا، تو پاکی، سزاوار ما نیست که اولیائی غیر از تو برای خود بگیریم. ولی تو آنها و پدرانشان را از نعمت ها بهره مند ساختی تا آنجا که کلام تو را فراموش کردند و هلاک شدند
تبلیغات 
